نماز،عبادت،بندگی
[ چهارشنبه 9 آذر 1390 ] [ 02:55 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]



طبقه بندی: دینی، مذهبی، احکام، نماز،
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]



طبقه بندی: دینی، مذهبی، احکام، نماز،
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
نماز رفع عذاب قبر و روز قیامت

كسى كه روز اول رجب ، ده ركعت نماز بخواند و در هر ركعت ، یك مرتبه حمد و سه مرتبه توحید بخواند از فتنه قبر و عذاب روز قیامت محفوظ مى ماند . در شب اول رجب نیز بعد از نماز مغرب ، بیست ركعت به حمد و توحید خواندن براى رفع عذاب قبر نافع است .

چند نماز دیگر در رفع عذاب قبر

الف) سى ركعت مى باشد كه در شب نیمه رجب مى خوانند ؛ در هر ركعت ، حمد یك مرتبه و توحید ده مرتبه قرائت مى شود .

ب) در شب شانزدهم و هفدهم رجب نیز به همین ترتیب عمل مى شود .ج) در شب اول شعبان صد ركعت به حمد و توحید بخواند و بعد از نماز ، پنجاه مرتبه توحید بخواند .
د) در شب بیست و چهارم شعبان دو ركعت نماز به جا آورد ؛ در هر ركعت حمد یك مرتبه و سوره نصر را ده مرتبه بخواند .ه) روز نیمه رجب ، پنجاه ركعت ، به حمد ، توحید ، فلق و ناس بخواند .و) صد ركعت نماز در شب عاشورا بخواند .

احادیثی و روایات پیرامون تاثیر نماز بر عذاب قبر:

1- - نماز شب : امام رضا (ع) فرمودند : « کسی که نماز شب بخواند ٬ و در قنوت نماز « وِتْر » هفتاد بار استغفار کند « اُجِیرَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ » : « از عذاب قبر ٬ پناه داده می شود »۱
۲ - به طور کامل و صحیح انجام دادن رکوع : امام باقر (ع) فرمودند : « کسی که رکوع نمازش را کامل انجام دهد ٬ وحشت قبر به او نمی رسد . »2

3-و نیز از برای عذاب قبر نافع است ٬ سی رکعت نماز خواندن در شب نیمه ی رجب که در هر رکعت یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید.3 و همچنین در شب شانزدهم و شب هفدهم رجب .4و نیز در شب اول شعبان صد رکعت نماز بخواند به حمد و توحید چون از نماز فارغ شود پنجاه مرتبه « توحید » بخواند . و در شب بیستو چهارم شعبان دو رکعت نماز بخواند در هر رکعت حمد یک مرتبه و « اذا جاءَ نَصْرُ اللهِ » ده مرتبه. و در روز نیمه ی رجب نیز پنجاه رکعت نماز به حمد و توحید و فلق و ناس وارد است که برای رفع عذاب قبر نافع است. همچنین در شب عاشورا .

ترك نماز و یا سبك شمردن آن، آثار و نتایج شوم فراوانى دارد؛ حضرت رسول اکرم در این باره مى‏فرماید:
"هر كس نماز را سبك بشمارد، دچار پانزده بلا مى‏شود:
شش بلا در دنیا، سه بلا در هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا و عقوبت هنگامى كه از قبر بیرون مى‏آید:
الف. آنچه در دنیا به آن دچار مى‏شود:
1. خداوند بركت را از عمر او برمى دارد.
2. خداوند بركت را از روزى‏اش بر مى‏دارد.
3. چهره خوبان از او گرفته مى‏شود.
4. كار نیك وى دیگر پاداش نخواهد داشت.
5. دعایش به اجابت نمى‏رسد.
6. از دعاى خوبان بهره‏اى نخواهد برد.
ب. آنچه در هنگام مرگ به آن دچار مى‏شود:
1. با ذلت و خوارى مى‏میرد.
2. گرسنه از دنیا مى‏رود.
3. تشنه مى‏میرد.
ج. آنچه در قبر گریبانش را مى‏گیرد:
1. خداوند ملكى را در قبر وى مى‏گمارد، تا او را شكنجه كند.
2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.
3. درون قبر وى، تاریك خواهد بود.
د. آنچه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى‏شود:
1. خداوند فرشته‏اى بر او مى‏گمارد، تا وى را با صورت بر زمین بكشد؛ در حالى كه مردم نظاره مى‏كنند.
2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.
3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى‏افكند و تطهیرش نمى‏كند و عذاب دردناك و سختى در انتظار او است". 5

__________________________________________________________


1) بحار الانوار - ج۸۷ - ص۱۶۱ 2 ) بحارالانوار- ج۸۵ -ص۱۰۷

3) اقبال الاعمال - ص۱۵۷ - چاپ بیروت 4) همان ماخذ - ص ۱۷۰ و ۱۷۱

5)مستدرك الوسائل، ج 1، ص171-172







[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
در جنگ صفین، ابن عباس متوجه شد که حضرت امیرمؤمنان‏علیه السلام به این سو و آن سو مى‏نگرند، از آن حضرت علت را پرسید فرمودند به زوال شمس دقت مى‏کنم که آیا ظهر شده است؟


ابن عباس گفت: چرا؟ حالا وقت نماز است؟ امام فرمود: اصلا من براى نماز مى‏جنگم . امیرالمومنین حتى در میدان جنگ نماز را از اول وقت‏به تاخیر نمى‏اندازد زیرا مقتدایش حضرت رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله به او فرموده بود:


«ولا تؤخرها فان فى تاخیرها من غیر علة غضب الله عزوجل‏»


(اى على نماز را تاخیر میفکن زیرا در تاخیر افکندن آن بدون علت و جهت موجب خشم و غضب خداوندى خواهد بود)




طبقه بندی: دینی، مذهبی، احکام، نماز،
برچسب ها: نماز، جهاد، نم، جها، نمازو جهاد،
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
 حضرت زهرا (سلام الله علیها) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) سؤال کردند: پدر جان! چه می‌شود مرد یا زنی را که نماز را سبک بشمارد؟
پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: ای فاطمه(سلام الله علیها) هر کس از زنان و یا مردان نماز را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار کند. شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا در روز قیامت هنگام خروج از قبر.
اما شش بلایی که در دنیا به آن گرفتار می‌شود:
۱.خداوند برکت را از عمر او بر می‌دارد.
۲.خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد.
۳.پروردگار سیمای صالحان را از او می‌گیرد.
۴.اعمال و کارهای او بدون اجر و پاداش می‌گردد.
۵.دعای او مستجاب نمی‌شود.
۶.دعای صالحان نیز در حق او مستجاب نمی‌گردد.
اما سه بلایی که در هنگام مرگ به آن گرفتار می‌شود:
۱.ذلیل و بی مقدار می‌میرد.
۲.گرسنه جان می‌دهد.
۳.تشنه از دنیا می‌رود اگر چه از تمام نهرهای دنیا به او آب دهند.
اما سه بلایی که در قبر به آن گرفتار می‌شود:
۱.خداوند ملکی را مأمور می‌کند که او را در قبر آزار رساند.
۲.دچار فشار قبر می‌شود. (قبر او تنگ می‌گردد)
۳.قبرش تاریک و ظلمانی می‌باشد.
اما سه بلایی که در روز قیامت به هنگام خروج از قبر به آن گرفتار می‌شود:
۱.خداوند ملکی را مأمور می‌کند تا او را با صورت به زمین بکشاند و مردم بر او نظاره‌گر باشند.
۲.به شدت از او حساب می‌کشند.
۳.خدا به او نظر نمی‌کند و او را پاک نمی‌گرداند و برای او عذابی دردناک است.




طبقه بندی: نماز، احکام، مذهبی، دینی،
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]

قنوت ، در لغت به معناى اطاعت همراه با خضوع است . چنانكه خداوند خطاب به حضرت مریم مى فرماید: (یا مَرْیَمُ اقْنُتى لِرَبِّك )(343)
اما مراد از قنوت درنماز، همان دعائى است كه در ركعت دوّم هر نماز مى خوانیم . امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه (و تَبَتَّلْ اِلَیْهِ تَبْتیلاً)(344) مى فرماید مراد از ((تبتّل )) آن است كه در نماز دستها را به دعا بلند كنیم .(345) ((تبتّل )) در لغت بمعناى قطع امید از غیرخداست .(346)
قرآن كه به ما سفارش مى كند: (اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً)(347) پروردگار خویش را در حال زارى و نهان بخوانید، یكى از نشانه هاى تضرّع و زارى بدرگاه الهى ، دست بلندكردن به دعاست .(348) انسان فقیر دست خود را بسوى بى نیاز مطلق دراز مى كند و فقط از او مى خواهد و دل از غیر او مى شوید.
گرچه قنوت در نماز مستحب است ، اما به قدرى مورد توجه است كه امام رضا علیه السلام در نامه اى به ماءمون مى نویسند: قنوت یك سنّت واجب در تمام نمازهاى شبانه روزى است (349)، كه البتّه مراد امام تاءكید بر اهمیت قنوت است . چنانكه اگر انسان آنرا قبل از ركوع فراموش كرد، مستحب است بعد از ركوع قضا نماید و اگر در سجده یادش آمد بعد از سلام آنرا قضا كند.
در آداب قنوت آمده است : دستها را تا برابر صورت بالا بیاورید، كف دستها رو به آسمان باشد، دو دست را كنار هم قرار دهید و بجز انگشت شصت ، باقى انگشتان را بهم بچسبانید. بهنگام خواندن دعا به كف دست خود نگاه كنید و دعا را بلند بخوانید، البتّه نه به حدّى كه امام جماعت آن را بشنود.(350)
قنوت ، دعاى خاصى ندارد و انسان مى تواند هر دعایى بخواند، چنانكه لازم هم نیست دعا به عربى باشد و مى توان در قنوت ، حاجات خود را به فارسى هم بیان كرد. البتّه روشن است كه دعاهاى قرآنى و یا دعاهائى كه معصومین علیهم السلام در قنوت خود مى خوانده اند از فضیلت و اولویّت خاصى برخوردارند.
قنوت نمازهاى مختلف  
تعداد قنوت در نمازها یكسان نیست ، نمازهاى پنجگانه هركدام یك قنوت ، آنهم قبل از ركوع ركعت دوم دارند. اما نمازجمعه كه دو ركعت است دو قنوت دارد، یكى قبل از ركوع ركعت اوّل و یكى بعد از ركوع ركعت دوّم .
در نماز عید فطر و عید قربان كه دو ركعت است ، 9 قنوت مى خوانیم ، 5 قنوتِ پشت سرهم قبل از ركوع ركعت اوّل و 4 قنوت پشت سرهم در ركعت دوّم ، كه البتّه براى این قنوتها، دعاى خاصى وارد شده است .
حتى در نماز آیات كه دو ركعت است و در هر ركعت 5 ركوع دارد، مستحب است قبل از ركوعهاى دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت خوانده شود، گرچه یك قنوت قبل از ركوع دهم كافى است .
نماز وتر كه یك نماز یك ركعتى است و در پایان نماز شب خوانده مى شود، قنوتى طولانى دارد و دعاهاى بسیارى در آن وارد شده است ، از قبیل 70 مرتبه استغفار، 300 مرتبه ((اَلعَفوْ)) و دعا به چهل مؤ من .
نماز باران نیز همچون نماز عید، در ركعت اوّل 5 قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.
به هرحال طول دادن قنوت مستحب است . ابوذر از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پرسید: كدام نماز بهتر است ؟ حضرت فرمودند: نمازى كه قنوتش طولانى تر باشد و كسى كه قنوتش را طولانى تر بخواند در مواقف قیامت راحت تر است .(351)
قنوت معصومین 
ابن مسعود، دلیل مسلمان شدنش را مشاهده نماز سه نفرى پیامبراكرم و حضرت على و حضرت خدیجه و قنوت طولانى آنها مى داند.(352)
در سلامى كه در زیارت آل یس به حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه مى دهیم ، مى گوییم : ((اَلسَّلامُ عَلَیْك حینَ تُصَلّى وَ تَقْنُتْ)) سلام بر تو هنگامى كه به نماز و قنوت مى ایستى .
براى هر كدام از معصومین علیهم السلام دعاهایى طولانى در قنوت نقل شده كه فرصت نقل آنها نیست و جاى تعجب است كه چرا قنوت با این همه بركاتش در میان برادران اهل سنت تعطیل شده ، مگر حضرت على و خلفاى راشدین در نماز قنوت نمى خواندند؟
در قنوت فقط به فكر خود و حاجات خود نباشیم . از حضرت زهرا علیها السلام یاد بگیریم كه مى فرمود: ((اَلْجار ثُمَّ الدّار))(353) ابتدا به فكر همسایه ات باش آنگاه خانواده خود. زیرا خداوند وعده فرموده است كسى كه براى دیگران دعا كند خداوند حاجات خود او را هم برآورده مى سازد. در قنوت علیه دشمنان دین دعا كنیم و پیروزى اسلام و مسلمین را از خدا بخواهیم . پیامبراكرم در قنوت خود گروهى را با نام و مشخصات نفرین مى كرد و حضرت على علیه السلام در قنوت نمازش ‍ به معاویه و عمروعاص لعن مى كرد.(354) به هرحال تولّى و تبرّى جزء دین ، بلكه اساس دین ماست : ((هَل الدّین اِلا الْحُبّ وَالْبُغْض ))(355)




طبقه بندی: نماز، احکام، مذهبی، دینی،
[ جمعه 11 آذر 1390 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
تکبیره الاحرام   

اللّه اكبر 
زائران خانه خدا، اوّلین كلام واجبشان گفتن لبیّك است كه با گفتن آن وارد اعمال حج مى شوند و یك سرى چیزها بر آنها حرام مى شود.
نماز نیز با گفتن اللّه اكبر شروع مى شود و امورى را بر نمازگزار حرام مى كند، مانند خوردن ، آشامیدن و حرف زدن ، لذا به تكبیر اوّل نماز تكبیرة الاحرام مى گویند.
زائران مكّه در مسیر راه به هر فراز و نشیب كه مى رسند لبیّك را تكرار مى كنند و این تكرار مستحب است . نمازگزار نیز در هر خم و راست شدن و قیام و قعود مستحب است اللّه اكبر را تكرار كند.
((اللّه اكبر)) اوّلین كلمه واجب به هنگام صبح است .
اوّلین كلمه اى است كه نوزاد مسلمان در آغاز تولد به عنوان اذان و اقامه مى شنود و آخرین كلمه اى است كه بر مرده خوانده مى شود (در نماز میّت ) و سپس وارد قبر مى شود.
یگانه ذكرى است كه در نماز هم واجب است و هم ركن نماز است .
اولین جمله در سرود مسلمانان یعنى اذان است .
((اللّه اكبر))، بیشترین ذكرى است كه هم در مقدّمات نماز، هم در خود نماز و هم در تعقیبات آن گفته مى شود، بطورى كه یك مسلمان در طول یك روز فقط در نمازهاى پنجگانه واجب (نه نمازهاى مستحب ) حدود 360 مرتبه آنرا تكرار مى كند. بدین صورت كه :
1- براى هر 5 نماز اذان وارد شده و در هر اذانى 6 مرتبه ((اللّه اكبر)) گفته مى شود (مجموعاً 30 مرتبه )
2- براى هر 5 نماز اقامه وارد شده كه در هر اقامه اى 4 مرتبه اللّه اكبر گفته مى شود (مجموعاً 20 مرتبه )
3- قبل از تكبیرة الاحرام ، در هر 5 نماز، 6 تكبیر مستحب است و تكبیر هفتم همان تكبیرة الاحرام واجب است ، (مجموعاً 30 مرتبه )
4- تكبیرة الاحرامِ آغاز نمازها كه در مجموع 5 تكبیر مى شود.
5 - قبل از هر ركوع در 17 ركعت یك تكبیر وارد شده است . (مجموعاً 17 مرتبه )
6- در هر هفده ركعت نماز دو سجده داریم كه براى هر سجده دو تكبیر مستحب است ، یكى قبل و یكى بعد از آن . (مجموعاً 68 مرتبه )
7- هر نماز یك قنوت دارد كه قبل از هر قنوت یك تكبیر وارد شده است (مجموعاً 5 مرتبه ).
8 - در پایان هریك از نمازهاى 5گانه 3 تكبیر وارد شده است . (مجموعاً 15 مرتبه )
9- بعد از هر نماز 34 مرتبه تكبیر به عنوان تسبیحات حضرت زهرا مى گوییم . (مجموعاً 170 مرتبه )
اما حیف كه در طول عمر یك اللّه اكبر با توجه نگفتیم ، كه اگر انسانى با ایمان و توجه كامل هر روز بیش از 360 مرتبه بگوید: خدا بزرگتر است ، دیگر از هیچ قدرت وابرقدرت و توطئه اى هراس ندارد.
تكبیر در نمازهاى دیگر 
در نمازهاى عید فطر و قربان ، نه فقط در نماز كه قبل و بعد نماز، شعارها همه تكبیر است .
در نماز آیات پنج ركوع داریم وبراى هر ركوع تكبیرى وارد شده است .
در نماز میّت نیز اصولاً 5 تكبیر ركن نماز است .
در نماز چگونه تكبیر بگوییم ؟ 
اسلام براى هر كار آدابى را بیان كرده است . در گفتن اللّه اكبر نیز آدابى باید مراعات شود، از جمله :
1- هنگام گفتن تكبیر در نماز، دو دست را تا مقابل گوش ها بالا بیاوریم ، بطورى كه وقتى دستها مقابل گوش رسید تكبیر تمام شده باشد.
امام رضا علیه السلام فرمود: حركت دستها در موقع تكبیر در توجه و ابتهال به خدا و حضور قلب مؤ ثر است .(151)
2- انگشتان دست موقع تكبیر بهم چسبیده باشد و بالا رود.
3- كف دستها رو به قبله باشد.
روایات بلندكردن دست هنگام تكبیر را زینت نماز معرّفى كرده اند.(152)
معناى تكبیر 
اللّه اكبر، یعنى خدا برتر از همه موجوداتِ حسّى ، ذهنى ، مُلكى و ملكوتى است .
اللّه اكبر، یعنى خدا برتر از آنست كه كسى بتواند او را توصیف كند.
اى برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هرچه گفته ایم و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم
امام صادق علیه السلام مى فرماید: چون تكبیر مى گویى باید همه چیز نزد تو كوچك شود جز او.(153) اینكه انسان با زبان تكبیر بگوید اما دل به دیگرى بسته باشد دروغگو و حیله گر است و بخاطر همین امر خداوند شیرینى ذكر خدا را از او مى گیرد.
تكبیر در فرهنگ اسلامى 
نه فقط در نماز، بلكه در بسیارى از موارد و مواضع ، گفتن اللّه اكبر وارد شده است و لذا مسلمانان در صدر اسلام ، هم در تلخى ها و هم در شادى ها تكبیر مى گفته اند كه ما به گوشه اى از آن اشاره مى كنیم :
1- در جنگ خندق ، مسلمین هنگام كندن خندق به سنگ محكمى برخورد كردند كه كلنگ شكست اما سنگ نشكست . پیامبر آمد و با ضربه اى سنگ را شكست . مسلمانان یك صدا تكبیر گفتند و در همانجا پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من سقوط كاخهاى روم و ایران را در برق و جرقه سنگ ها دیدم .(154)
2- على علیه السلام در جنگ صفین ، هر كس را كه مى كشت با صداى بلند تكبیر مى گفت و مسلمین با شمردن تكبیرها فهمیدند كه حضرت چه تعداد را به هلاكت رسانده است .(155)
3- شبى كه فاطمه زهرا علیها السلام را به خانه على ابن ابیطالب علیهما السلام مى بردند هفتادهزار فرشته ، تكبیرگویان به زمین نازل شدند.(156)
4- پیامبر گرامى ما بر جنازه فاطمه بنت اسد، 40 تكبیر(157) و بر جنازه عموى خود حضرت حمزه ، 70 تكبیر خواندند.(158)
5 - مستحب است در مراسم حج هر سنگ ریزه اى كه به جایگاه شیطان پرتاب مى شود یك تكبیر گفته شود.(159)
6- در تسبیحات حضرت زهرا كه ثوابش معادل هزار ركعت نماز مستحبى است ، 34 مرتبه تكبیر آمده است .(160)
7- هنگامى كه پیامبراكرم متولد شد اولین كلمه اى كه بر زبان آورد كلمه مباركه اللّه اكبر بود.(161)
8 - روزى كه مكّه بدست مسلمانان فتح شد، پیامبر وارد مسجدالحرام شد و به حجرالاسود اشاره كرد و تكبیر گفت و مسلمانان با صداى بلند چنان تكبیر گفتند كه لرزه بر اندام مشركین افتاد.(162)
9- در روایات مى خوانیم : هرگاه چیزى موجب تعجب شما شد تكبیر بگویید.(163)
10- در جنگ اُحُد، قهرمانى از كفار مبارز مى طلبید. حضرت على علیه السلام جلو رفت و چنان ضربه اى بر او وارد كرد كه پیامبر و مسلمانان با صداى بلند تكبیر گفتند.(164)
11- پیامبراكرم به حضرت على مى فرمود: هرگاه به هلال ماه یا آینه نظر كردى و یا مشكلى به تو رو آورد 3 مرتبه تكبیر بگو.(165)
12- زید فرزند امام سجاد علیه السلام كه علیه حكومت بنى امیّه قیام كرد، شعارش ‍ اللّه اكبر بود.(166)
13- در جنگ بدر، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در انتظار هلاكتِ یكى از سران دشمن به نام نوفل بود، همین كه خبر دادند حضرت على او را از میان برداشت پیامبر تكبیر گفت .(167)
14- هنگامى كه حضرت على به خواستگارى حضرت زهرا آمد، پیامبر فرمود: صبركن تا موضوع را با دخترم فاطمه در میان بگذارم . اما حضرت زهرا سكوت كرد و چیزى نگفت . پیامبر فرمود: ((اللّه اكبر سكوتها اقرارها)).(168)
15- در جنگ با خوارج ، وقتى فرمانده آنها به هلاكت رسید، حضرت على تكبیر گفت و سجده كرد و همه مردم تكبیر گفتند.(169)
16- گروهى از یهود مسلمان شدند و به پیامبر گفتند: پیامبران قبلى جانشین داشته اند وصىّ شما كیست ؟
در اینجا آیه ولایت نازل شد كه رهبر شما خدا و رسول او و مؤ منانى هستند كه در حال ركوع زكات مى دهند.(170) پیامبر فرمودند: به مسجد برویم . وقتى وارد شدند فقیرى را دیدند كه خوشحال است و حضرت على در حال ركوع انگشتر خود را به او داده است . در این هنگام پیامبر تكبیر گفتند.(171)
17- گفتن تكبیر به هنگام ورود به حرم امامان معصوم سفارش شده است . چنانكه قبل از خواندن زیارت جامعه ، 100 تكبیر در سه مرحله مى خوانیم كه به قول مرحوم مجلسى شاید دلیل این همه تكبیر آن باشد كه جملاتِ زیارت جامعه شما را دچار غلوّ در مورد امامان نكند.(172)
18- حضرت على علیه السلام در قضاوت هاى خود وقتى مجرم را شناسایى مى كرد تكبیر مى گفت .(173)
19- میثم تمار كه به جرم طرفدارى از حضرت على علیه السلام بدستور ابن زیاد به دار آویخته شد و با نیزه به او حمله كردند، در لحظه شهادت تكبیر مى گفت و از دهانش خون مى آمد.(174)
20- در شب معراج ، پیامبر از هر آسمانى كه مى گذشت تكبیر مى گفت .(175)
21- جبرئیل نزد پیامبر بود كه حضرت على وارد شد جبرئیل گفت : اى محمّد! به خدائى كه ترا به پیامبرى مبعوث كرد، اهل آسمان ها از اهل زمین این على را بهتر و بیشتر مى شناسند، هرگاه او در جنگ ها تكبیر مى گوید ما فرشتگان نیز با او همصدا مى شویم .(176)
22- در جنگ خیبر وقتى مسلمانان وارد قلعه شدند، چنان تكبیر مى گفتند كه یهودیان پا به فرار گذاشتند.(177)




طبقه بندی: نماز، احکام، مذهبی، دینی،
[ جمعه 11 آذر 1390 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]

ركوع 
یكى از اركان نماز ركوع است كه با كم و زیاد شدن آن ، خواه عمدى یا سهوى ، نماز باطل مى شود. كلمه ركعت كه در شمارش بخش هاى نماز بكار مى رود از همین واژه ركوع است . قبیله بنى ثقیف از پیامبراكرم درخواست كردند، در نماز ركوع و سجود نداشته باشند و مى گفتند: خم شدن براى ما عار است . آیه نازل شد: (وَ اِذا قیلَ لَهُمْ ارْكَعُوا لا یَرْكَعُونَ)( هرگاه فرمان ركوع به آنان داده شود ركوع نمى كنند.
دیگران در برابر انسان هایى مثل خود خم مى شوند و تعظیم مى كنند، امّا شما تنها در برابر خالق خود خم شوید و تعظیم كنید.
وقتى آیه (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّك الْعَظیمِ) نازل شد، پیامبر دستور دادند در ركوع خداوند را تعظیم كنید و این ذكر را در ركوع بگویید: ((سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ) در روایات مى خوانیم : ركوع نشانه ادب است و سجود نشانه قرب به خدا، و تا ادب را خوب انجام ندهید آماده قرب نمى شوید.
ركوع ، راهى براى توبه و استغفار و عذرخواهى به درگاه خداوند است : (فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ اَنابَ)
آثار ركوع 
امام باقر علیه السلام مى فرماید: كسى كه ركوع خود را كامل انجام دهد از وحشت قبر در امان است .
هرچه در برابر خداوند بیشتر خم شویم ، قدرت برخورد با شیطان و شیطان صفتان را بیشتر خواهیم داشت . امام صادق علیه السلام مى فرمود: ركوع و سجود طولانى ، ابلیس را عصبانى كرده و مى گوید: واى بر من ! این مردم با اینگونه بندگى ، دیگر مرا اطاعت نمى كنند.
خداوند به فرشتگان مى گوید: ببینید بندگان من چگونه مرا تعظیم مى كنند و در مقابل من ركوع مى كنند، من نیز آنان را بزرگ خواهم كرد و به آنان عزت و عظمت مى بخشم .
امام صادق علیه السلام مى فرماید: ركوع و سجود طولانى در طولانى شدن عمر مؤ ثر است .
آداب ركوع 
در روایات مى خوانیم كه رسول خدا علیه السلام در ركوع چنان كمر مباركش را كشیده و صاف مى نمود كه اگر قطره آبى روى كمرش مى ریخت وسط كمر مى ماند و به سمتى جارى نمى شد.
سفارش شده است در ركوع گردن خود را بكشید تا رمز این باشد كه من ایمان آورده ام گرچه گردنم در راه او برود.
از دیگر آداب ركوع آنست كه مردان آرنج ها را همچون بال پرندگان به بیرون دهند، نه آنكه به پهلوها بچسبانند. كف دست را به زانوها بگذاریم و انگشتان دست را باز كنیم . پاها در یك خط، نه جلو و نه عقب ، و میان دو پا به مقدار یك وجب فاصله باشد.
به هنگام ركوع نگاه به میان دو قدم باشد و پس از ذكر ركوع ، در همان حال ركوع بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستیم . البتّه تكرار ذكر ركوع حداقل سه مرتبه مورد سفارش و عنایت است .
ركوع اولیاى خدا 
امام صادق علیه السلام مى فرماید: حضرت على علیه السلام به قدرى ركوع خود را طول مى داد كه عرق از ساق مباركش جارى مى شد.
خود آن حضرت در اوّلین خطبه نهج البلاغه مى فرماید: خداوند فرشتگانى دارد كه همواره در حال ركوعند و هرگز قیام نمى كنند.
البتّه در فرشته خستگى وگرسنگى مطرح نیست ، لذا انسان هاى عارف و عاشق كه چنین ركوع هاى طولانى انجام مى دهند، فرشتگان را به تمجید خود وادار مى كنند. این حالت اولیاى خداست ، امّا حال ما چطور؟ پیامبر اكرم در مسجد نشسته بودند، مردى وارد شد و به نماز ایستاد، اما ركوع و سجودش را ناقص و سریع انجام داد. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمودند: او همچون كلاغ نوكى زد ورفت ، اگر او با این نماز از دنیا برود بر دین من نمرده است .
 


برچسب ها: رکوع، رکوع در نماز،
[ پنجشنبه 10 آذر 1390 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ محمدرضا مینایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

درباره وبلاگ

نظر سنجی
از مطالب وبلاگ به چه اندازه رضایت دارید؟




آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

?
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic